به گزارش “ورزش سه”، چه راه عجیبی برای دور انداختن فینال جام حذفی! چه فاجعه مطلقی! بارسا مدتها بود که نیمههای اول را از دست میداد، انگار که بیش از حد به خود مغرور شده باشد، تا اینکه با سیلی سنگین اتلتیکوییها از خواب پرید.
اتلتیکو، تشنهتر، تیمتر و برتر در همه زمینهها، چنان ضربهای به تیم هانسی فلیک زد که بدون خشونت، دردش بسیار بیشتر بود. معجزات وجود دارند، اما رسیدن به فینال به چیزی بسیار قدرتمندتر از مسائل غیرقابل توضیح بستگی دارد.
بارسا بدون پدری، بدون رافینیا و بدون رشفورد. این شوخی نیست، چون در شرایط عادی، آنها در هر تیمی فیکس هستند؛ حتی در بارسا که یک تیم عادی نیست. تیم فلیک اینگونه به متروپولیتانو رسید و سرمربی گفت مشکلی نیست و مهرههایی دارد که هر حریفی را میترسانند. همینطور هم هست؛ اولمو، فرمین، فران، لامین و… آنجا بودند. آیا نیازی به گفتن چیز دیگری هست؟ خب، بله، باید تئوری را روی چمن سبز پیاده کرد و اینجاست که کار سخت میشود.
جو عالی بود، سکوها پر، شالگردنها در هوا و سرود باشگاه بدون موسیقی متن (آکاپلا) خوانده شد. کانون هواداران اتلتیکو عظیم وپرشرو بود. تا اینجا همهچیز عادی بود؛ اما نیمه اول اینگونه نبود؛ بلکه یک مراسم جادوگری از سوی روخی بلانکو، یک ضیافت عصرانه با کاتالانها، یک قلدری بیرحمانه در جام حذفی و ملغمهای از هر آن چیزی بود که اگر میخواهی برنده شوی، نباید باشی اما بودی.
یک بیتدبیری مطلق از سوی بارسا که فقط از کسانی برمیآمد که سالها باعث شرمساری هواداران در اروپا شدند. یک فاجعه واقعی!
اولین اتفاق این بود که خوان گارسیا یک پاس رو به عقب را بد کنترل کرد و توپ وارد دروازه شد. این فقط پیشدرآمدی برای اتفاقات بعدی و تقریباً یک شوخی بود.
سپس، بعد از یک کرنر به سود بارسا (هر کرنر به سود بارسا، تبدیل به یک موقعیت یا گل برای اتلتیکو میشد و همین جمله گویای همهچیز است)، لوکمن و گریزمان که گلزنی کرد، گل دوم را ساختند. بارسا حتی نمیدانست کجای زمین است.
فرمین، لامین، اولمو، بالده… آنها تلاش میکردند، مالکیت توپ طبق معمول در اختیار بارسا بود، اما وقتی در چشمها خون نباشد، مالکیت به هیچ دردی نمیخورد. و چشمان اتلتیکو مثل غروبی تشنه، سرخ بود. خوان گارسیا یکی از ضربات گریزمان را مهار کرد و این آخرین مهاری بود که او تا پیش از استراحت انجام داد. باقی موقعیتها همگی گل شدند.
جولیانو، بالده را بلعید و لوکمن، کنده را خورد. حتی یکی از فوتبالیستهای بارسا نمیدانست کجای زمین قرار دارد. آن شکست ۴-۰ در آنفیلد در مقایسه با آنچه در این ۴۵ دقیقه دیده شد، یک شوخی بود. لوکمن که به لطف و عنایت تیم فلیک به ترکیبی از رونالدینیو و مسی تبدیل شده بود، گل سوم را زد و در وقتهای تلف شده توپ را برای جولیان فرستاد تا گل چهارم را به ثمر برساند.
گفتن اینکه این بدترین ۴۵ دقیقهای است که بارسا از زمان ورود هانسی فلیک به تیم بازی کرده، حق مطلب را ادا نمیکند؛ این نوعی سخاوتمندی و فریب دادن مردم است.
آنچه در نیمه اول در متروپولیتانو رخ داد، یک زیر گرفتن دوطرفه بود: زیر گرفتنی که اتلتیکو نسبت به بارسا انجام داد و زیر گرفتنی که بارسا نسبت به فوتبال خودش مرتکب شد. نگرانکننده، بسیار نگرانکننده.
بارسا که نیمه اول را دور انداخته بود، نخواست در نیمه دوم هم همان کار را انجام دهد و با تمام قوا وارد زمین شد. بالده یک کارت زرد از سیمئونه گرفت که میتوانست قرمز باشد و لامین هم از یورنته زهر چشم گرفت. ضربه ایستگاهی جانبی به گل کوبارسی ختم شد. پنج دقیقه گذشته بود، اما وار (VAR) هفت دقیقه طول کشید تا آن را مردود کند. چه رسوایی بزرگی!
یکی دیگر از آن آزمونهای ایمان که همیشه برای بارسا بد میآید؛ باشگاهی که علیرغم تمام دیپلماسیهای منفعتطلبانه، هیچکس به آن احترام نمیگذارد. نه تباس، نه لوزان، نه چفرین. هیچکس! ممکن است چهار گل بخوری، اما اینکه مثل مارتینز مونوئرا به تو بیاحترامی کنند، پذیرفتنی نیست. نه، این یکی نه.
در نهایت داور اهل بنیدورم، پس از بازبینی در وار، اریک گارسیا را با کارت قرمز مستقیم اخراج کرد. ده دقیقه وقت تلف شده پایانی، گیلاسِ روی کیکِ اتلتیکو بود. معجزه در بازی برگشت؟ شاید اما بسیار بعید.
منبع: اسپورت
منبع: ورزش سه
